<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>روشهای عددی در مهندسی</title>
    <link>https://jcme.iut.ac.ir/</link>
    <description>روشهای عددی در مهندسی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Fri, 22 May 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Fri, 22 May 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>حل عددی جریان آشفته در یک سیستم خودخنک‌کن جدید غیرفعال</title>
      <link>https://jcme.iut.ac.ir/article_3766.html</link>
      <description>در این مطالعه، یک قطعه مستطیلی شکل با تولید حرارت داخلی مورد بررسی قرار گرفته‌است. برای خنک‌سازی این قطعه، کانال‌های موازی درون آن تعبیه شده‌اند. بخشی از این کانال‌ها به‌عنوان کانال‌های فعال (دارای جریان سیال خنک‌کننده) و بخش دیگر به‌عنوان کانال‌های غیرفعال (حاوی سیال ساکن) عمل می‌کنند. این کانال‌ها توسط میکروترموستات‌های گرمایی به یکدیگر متصل شده‌اند. با افزایش شار حرارتی در نواحی مختلف قطعه، کانال‌های غیرفعال در همان ناحیه به کانال‌های فعال تبدیل می‌شوند و در نتیجه خنک‌کاری در مناطق با شار حرارتی بالا بهبود یافته و دمای کلی قطعه کاهش می‌یابد. در این پژوهش، جریان سیال به‌صورت دائمی و آشفته در نظر گرفته شده‌است. نتایج نشان می‌دهند که عملکرد خنک‌کنندگی در نقاط فعال‌سازی ترموستات‌ها، به‌ویژه در نزدیکی ورودی کانال‌ها، مؤثرتر بوده و با افزایش شار حرارتی، بهبود می‌یابد. بیشترین اختلاف دمای ماکزیمم، 56 درجه سانتیگراد در جریان آشفته و در فاصله 200 میلی‌متری از ابتدای کانال دوم مشاهده شده ‌است. در این حالت، ترموستات‌ها مسیر بین کانال‌های فعال و غیرفعال را باز کرده‌اند. بهینه‌سازی سیستم خودخنک‌کن غیرفعال پیشنهادی نشان می‌دهد که این روش منجر به حداکثر انتقال حرارت و کاهش دمای قطعه می‌شود. همچنین، موقعیت ترموستات‌ها نسبت به محل اعمال شار حرارتی ماکزیمم تأثیر قابل‌توجهی در عملکرد خنک‌کاری دارد. در صورتی که بازشدگی ترموستات‌ها قبل از ناحیه با شار حرارتی ماکزیمم اتفاق بیفتد، دمای ماکزیمم قطعه به‌صورت چشمگیری کاهش می‌یابد. علاوه‌براین، با کاهش ضریب هدایت حرارتی قطعه، استفاده از سیستم خودخنک‌کن غیرفعال جدید موجب کاهش بیشتر دمای ماکزیمم می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل کمانش نانوصفحه‌های تابعی مدرج تقویت‌شده با نانوگرافن بر بستر کشسان با استفاده از روش بدون شبکه بر اساس نظریه گرادیان کرنش غیر محلی</title>
      <link>https://jcme.iut.ac.ir/article_3758.html</link>
      <description>در این پژوهش، یک روش نوین بدون شبکه وابسته به اندازه در چارچوب نظریه گرادیان کرنش غیرمحلی برای ارزیابی رفتار کمانش نانوصفحه‌های فلز&amp;amp;ndash;نیمه‌هادی تابعی مدرج تقویت‌شده با نانو صفحه‌های گرافن بر روی بستر کشسان وینکلر-پاسترناک و دارای مهار مرزی کشسان پیشنهاد شده است. این رویکرد به‌طور همزمان اثر سختی غیرمحلی و گرادیان کرنش را در نظر می‌گیرد و سازوکارهای نرم‌شدن و سخت‌شدن ذاتی در مقیاس نانو را پوشش می‌دهد. معادله‌های حاکم با استفاده از اصل حداقل انرژی پتانسیل کل استخراج شده و با استفاده از روش بدون شبکه کریجینگ متحرک گسسته‌سازی می‌شوند. این روش به‌طور مؤثر مشتق‌های مرتبه بالای موجود در نظریه گرادیان کرنش غیرمحلی را حل می‌کند. ویژگی‌های مکانیکی مربوط به هر لایه از صفحه در راستای ضخامت، که با استفاده از نانوگرافن‌ها تقویت شده است، از طریق مدل میکرومکانیکی اصلاح‌شده هالپین&amp;amp;ndash;تسای همراه با قانون مخلوط، تعیین شده است. مقایسه نتیجه‌های حاصل از تحلیل با روش‌های تحلیلی و عددی موجود، صحت و کارآیی محاسباتی روش پیشنهادی را تأیید می‌کند. در این پژوهش، تأثیر گرادیان ماده، سهم وزنی گرافن، متغیرهای غیرمحلی و گرادیان کرنش، ابعاد بازشوی دایره‌ای، سختی بستر کشسان و اثر سختی مهار کشسان تکیه‌گاهی بر پاسخ‌های کمانشی نانوصفحه‌های تابعی مدرج تقویت‌شده با گرافن مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی اثر ساختار مدرج تابعی دوجهته بر رفتار مکانیکی استخوان و عمر خستگی ایمپلنت دندان</title>
      <link>https://jcme.iut.ac.ir/article_3767.html</link>
      <description>امروزه با توجه به کیفیت و کارایی بالای ایمپلنت‌های دندانی، کاشت ایمپلنت بهترین روش جایگزینی برای دندان‌های ازدست‌رفته به‌شمار می‌رود. با این‌ حال، چالش‌هایی مانند پدیده‌‌ی سپر تنشی می‌تواند بر موفقیت این روش اثرگذار باشد. در این مقاله، با ارائه‌ی تابعی مناسب برای تغییر خواص مکانیکی از تیتانیوم به هیدروکسی‌آپاتیت در پیچ ایمپلنت به تاثیر ساختار مدرج تابعی دوجهته‌ی تیتانیوم-هیدروکسی‌آپاتیت بر خواص مکانیکی و عمر خستگی پیچ ایمپلنت دندانی، با استفاده از شبیه‌سازی اجزای محدود پرداخته شده است. هدف اصلی این مقاله، مقایسه‌ی عملکرد این ساختار با ساختارهای مدرج تابعی تک‌جهته و یکنواخت برای پیچ ایمپلنت، به‌منظور کاهش پدیده‌ی سپر تنشی و بررسی عمر خستگی آن است. به دلیل تمرکز پژوهش تنها بر پیچ ایمپلنت، برخی فرض‌های ساده‌کننده، مانند در نظر گرفتن رفتار کشسان خطی و همسان‌گرد برای استخوان فک، به‌کار گرفته شده‌اند. در شبیه‌سازی‌ها، با چشم‌پوشی از اثر دندان‌های کناری پیچ ایمپلنت و اباتمنت به‌صورت یکپارچه و تاج سرامیکی با هندسه‌ی ساده‌شده و به‌صورت صلب مدل شده‌اند. هندسه‌ی مقطع استخوان نیز برگرفته از بخشی از فک پایین که دندان‌های آسیاب قرار دارند، برگزیده شده است. نتایج نشان می‌دهند که ساختار مدرج تابعی دوجهته می‌تواند اثر پدیده‌ی‌ سپر تنشی را کاهش دهد. افزون بر این، نسبت به ایمپلنت با ساختار مدرج تابعی تک‌جهته، جابه‌جایی‌ها در استخوان فک کاهش یافته، از آسیب رسیدن به دندان‌های کناری و استخوان فک در درازمدت، جلوگیری می‌شود. ساختار مدرج تابعی دوجهته همچنین، شرط عمر نامحدود را نیز برآورده می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی انرژی- ‌محور فروریزش پیشرونده قاب‌های فولادی برای برنامه‌ریزی تخریب انفجاری چندمرحله‌ای</title>
      <link>https://jcme.iut.ac.ir/article_3768.html</link>
      <description>در این پژوهش، یک روش عملی برای برنامه‌ریزی تخریب انفجاری چندمرحله‌ای سازه‌های فولادی چندطبقه با تکیه بر تحلیل دینامیکی غیرخطی و معیارهای عملکرد انرژی‌محور در نرم‌افزار SAP2000 ارائه می‌شود. سازه مرجع، یک قاب خمشی فولادی ده‌طبقه با کف‌های مرکب است که با درنظرگرفتن رفتار غیرالاستیک از طریق مفاصل پلاستیک متمرکز، اثرات مرتبه دوم و انتگرال‌گیری مستقیم زمانی همراه با میرایی ویسکوز مدل‌سازی شده است. ستون‌های بحرانی در یک طبقه میانی و در طبقه اول، در هر تراز به سه گروه انفجاری تقسیم شده و با فاصله زمانی کوتاه و ثابت به‌صورت متوالی حذف می‌شوند. در حالی‌که تأخیر زمانی بین توالی حذف در دو تراز به‌عنوان متغیر اصلی طرح در چندین سناریو بررسی می‌گردد. ارزیابی سناریوها با استفاده از سه شاخص بی‌بُعد انجام می‌شود که به‌ترتیب بیانگر کارایی فروریزش، شدت پاسخ جنبشی همراه با حرکت باقیمانده و سازگاری موازنه انرژی هستند. برای انتخاب سناریوی مناسب، یک قاعده روش انتخاب سلسله‌مراتبی به‌کار گرفته شده است. در این ، روش ابتدا سناریوهای فاقد سازگاری انرژی حذف شده و سپس سناریوهای باقی‌مانده اغلب بر اساس شاخص کارایی فروریزش و در صورت نیاز با بهره‌گیری از شاخص جنبشی رتبه‌بندی می‌شوند. نتایج نشان می‌دهد یک مقدار میانی از تأخیر بین‌ترازی، فروریزش گرانشی قاطع همراه با پاسخ حرکتی شدید اما کنترل‌شده ایجاد می‌کند، در حالی که تأخیرهای بسیار کوچک یا بسیار بزرگ معمولاً به فروریزش ناقص یا نوسانات ماندگار منجر می‌شوند. همچنین تحلیل‌های تکمیلی روی سازه‌های فولادی هشت و پنج طبقه نشان می‌دهد منطق ارزیابی و روش انتخاب پیشنهادی نسبت به تغییر ارتفاع سازه پایدار بوده و می‌تواند به‌عنوان ابزاری کمّی برای مجریان تخریب انفجاری در انتخاب زمان‌بندی مؤثر انفجار مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی و تحلیل مدل‌های توربولانسی در جریان آشفته دراکونومایزرهای حرارتی لوله‌ای</title>
      <link>https://jcme.iut.ac.ir/article_3770.html</link>
      <description>مدل‌های توربولانسی به‌ عنوان ابزارهای کلیدی در تحلیل و شبیه‌‌سازی رفتار جریان‌‌های آشفته در اکونومایزر‌های حرارتی لوله‌ای شناخته می‌شوند. این پژوهش به بررسی و تحلیل جامع و عمیق مدل‌های مختلف توربولانسی می‌پردازد که هر یک دارای ویژگی‌ها و کاربردهای منحصر به فردی هستند. این مدل‌ها این امکان را فراهم می سازد که به درک بهتری از جابجایی حرارت و رفتار جریان در شرایط مختلف دست یافت. نتایج بررسی شده روی اکونومایزر نیروگاه حرارتی برق اصفهان با ظرفیت 120 مگاوات نشان می‌دهند که ضریب انتقال حرارت آب خروجی واقعی برابر با 98/68 وات بر متر مربع کلوین و ضریب انتقال حرارت گاز خروجی برابر با 78/16 وات بر متر مربع کلوین است. برای شبیه‌‌سازی و تحلیل مدل‌ها از نرم‌افزار انسیس فلوئنت استفاده شده است. بر اساس نتایج بدست آمده از شبیه‌‌سازی، مدل LES به‌عنوان بهترین گزینه شناسایی شده است و قادر است با دقتی برابر با 39/99 درصد، جریان آشفته را به‌خوبی شبیه‌‌سازی کند. این مدل همچنین توانسته است ضریب انتقال حرارت آب خروجی را 80/68 وات بر متر مربع کلوین و ضریب انتقال حرارت گاز خروجی را 67/16 وات بر متر مربع کلوین در مدل‌‌سازی بدست آورده است که با عدد واقعی بدست آمده از نیروگاه اصفهان بسیار نزدیک است. این یافته‌ها نه تنها نشان‌دهنده کارایی بالای مدل LES هستند، بلکه می‌توانند در طراحی و بهبود عملکرد اکونومایزرهای حرارتی مورد استفاده قرارگیرند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>غنی &amp;shy;سازی روش نقاط محدود با استفاده از توابع پایه متعادل&amp;shy; شده تکین برای مسائل دارای تکینگی ضعیف</title>
      <link>https://jcme.iut.ac.ir/article_3771.html</link>
      <description>در این مقاله، رویکردی نوین برای بهبود دقت و پایداری روش بدون شبکه نقاط محدود در تحلیل مسائل هارمونیک با به&amp;amp;shy;کارگیری توابع پایه متعادل&amp;amp;shy;شده تکین ارائه می‌شود. هدف این رویکرد، ارتقای توان مدل‌سازی تابع پاسخ در مواضعی است که دارای تکینگی ضعیف بوده و مشتق تابع پاسخ دچار ناپیوستگی موضعی می‌شود. روش نقاط محدود روشی بدون شبکه بر مبنای اعمال فرم قوی معادلات دیفرانسیل بوده و به دلیل استفاده از بسط&amp;amp;shy;های هموار، در مجاورت تکینگی دچار آشفتگی پاسخ و افت کیفیت حل می&amp;amp;shy;شود؛ زیرا چنین بسط&amp;amp;shy;هایی فاقد توانایی بازنمایی جمله‌های غیرهموار هستند. در مقابل، توابع پایه متعادل&amp;amp;shy;شده تکین قابلیت بازسازی جملات غنی&amp;amp;shy;کننده حل با مرتبه متناسب با هندسه مسئله را دارا می&amp;amp;shy;باشند. این توابع از ارضای انتگرال باقی&amp;amp;shy;مانده وزنی صورت همگن معادله دیفرانسیل توسط تبدیلی ویژه با قابلیت بازسازی جملات تکین به دست می&amp;amp;shy;آیند. ویژگی مهم آن&amp;amp;shy;ها قابلیت تشخیص خودکار مرتبه تکینگی مسئله است، بدون آن &amp;amp;shy;که نیازمند تحلیل یک مسئله معادل در کنار مسئله اصلی، چنان که در روش&amp;amp;shy;های مشابه همچون اجزای محدود توسعه&amp;amp;shy;یافته مرسوم است، باشند. این توابع به سادگی با پایه&amp;amp;shy;های هموار روش نقاط محدود در ضمن عملیات تقریب حداقل مربعات وزن&amp;amp;shy;دار ترکیب می&amp;amp;shy;شوند و از این منظر، درجات آزادی جدیدی به سیستم نهایی حل اضافه نمی&amp;amp;shy;کنند. مقایسه نتایج روش پیشنهادی در مسئله مرسوم موتز نشان&amp;amp;shy;دهنده قابلیت مناسب تقریب و ارتقای آن نسبت به روش نقاط محدود استاندارد است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شبیه‌سازی حرکت مرزدانه متاثر از کرنش با کوپل میدان‌فاز&amp;ndash;کریستال‌پلاستیسیته: اثر اندازه المان حجمک نماینده</title>
      <link>https://jcme.iut.ac.ir/article_3772.html</link>
      <description>مدل‌سازی چندمقیاسی1 رشد میکروساختار2 در فلزات چندبلوری3، معمولا بر پایه مفهوم المان حجمک نماینده4 صورت می‌گیرد. این مفهوم، رفتار یک نقطه مادی5 را در مقیاس ماکروسکوپی6 نمایش می‌دهد. در این پژوهش، با استفاده از روش کوپل‌شده7 میدان فاز8 و کریستال پلاستیسیته9 بر مبنای چگالی نابجایی10، تأثیر اندازه‌ی المان حجمک نماینده بر سینتیک حرکت مرزدانه ناشی از کرنش11 پلاستیک در فلز آلومینیوم بررسی می‌شود. مدل کریستال پلاستیسیته12 بر مبنای چگالی نابجایی برای محاسبه‌ی توزیع انرژی تغییرشکل ذخیره‌شده13 در هر دانه14 و مدل میدان فاز برای توصیف حرکت مرزدانه‌ها در طی فرآیند عملیات حرارتی15 به‌کار گرفته می‌شود. اندازه المان حجمک نماینده در محدوده 10 تا 60 میکرومتر تغییر می‌کند و میانگین قطر اولیه دانه‌ها برای همه المان‌های حجمک نماینده‌ سه میکرومتر و شرایط مرزی تکرار شونده درنظر گرفته می‌شود. برای تعیین اندازه بهینه المان حجمک نماینده، تحلیل همگرایی با رسم نمودار پارامترهای میکروساختار به صورت تابعی از زمان عملیات حرارتی برای اندازه‌های مختلف المان حجمک نماینده انجام می‌شود. نتایج نشان می‌دهد که از نظر آماری، اندازه المان حجمک نماینده 30 میکرومتر و بیشتر برای توصیف رفتار ماده در شرایط بارگذاری کششی مناسب است. این نتایج می‌تواند برای انتخاب ابعاد بهینه‌ی المان حجمک نماینده و طراحی فرآیندهای ترمومکانیکی16 در مهندسی مواد، مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی ترمودینامیکی-زیست‌محیطی تبدیل نیروگاه‌های گازی ایران به سیکل‌ترکیبی</title>
      <link>https://jcme.iut.ac.ir/article_3773.html</link>
      <description>مطالعه حاضر، تحلیل ترمودینامیکی و زیست‌&amp;amp;shy;محیطی چهار پیکربندی توربین‌های گاز کلاس E و F و سیکل‌های ترکیبی متناظر آن‌ها (CCGT-E وCCGT-F ) را ارائه نموده و بخشی از مزایای سیکل ترکیبی نسبت به سیکل توربین&amp;amp;shy;های گاز تبیین شده است. تحلیل‌های انرژی و اگزرژی برای ارزیابی بازده، تخریب اگزرژی، انتشار دی&amp;amp;shy;اکسیدکربن ویژه  (SCE)و شاخص‌های پایداری انجام شد. شاخص بدیع پایداری زیست‌محیطی- اگزرژتیکی توسعه یافته (EESI) معرفی و اثبات ریاضی آن ارائه شد. نتایج نشان داد  CCGT-F  به بالاترین مقادیر شاخص‌ پایداری اگزرژتیکی ESI و شاخص EESI به ترتیب برابر با 1/13 و 1/72 دست می‌یابد. CCGT-F با بازده حرارتی 56/31% (17/04% بالاتر از GT-F) و CCGT-E با بازده 48/73% (14/67% بالاتر از GT-E) عملکرد برتری دارند و از منظر زیست‌‌محیطی، CCGT-E و CCGT-F انتشار دی&amp;amp;shy;&amp;amp;lrm;اکسیدکربن را به‌ ترتیب 30/1% و 39/5% نسبت به GT-E کاهش می‌دهند. در صورت تحقق تبدیل واحدهای گازی کشور به سیکل ترکیبی، علاوه بر افزایش ظرفیت تولید حداقل 7000 مگاواتی شبکه و صرفه جوئی سوخت، موجب بهبود شرایط زیست‌محیطی و جلوگیری از انتشار روزانه حداقل 50 هزار تن دی&amp;amp;lrm;&amp;amp;shy;اکسیدکربن می‌گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل خستگی تماس غلتشی بیرینگ‌ها در حضور روانکاری با روغن با در نظر گرفتن اثر حفره‌حفره شدن </title>
      <link>https://jcme.iut.ac.ir/article_3774.html</link>
      <description>خستگی تماس غلتشی1 یکی از رایج‌ترین سازوکار‌های خرابی در یاتاقان‌ها است که به‌صورت ترک‌های سطحی و زیرسطحی ظاهر شده و نهایتاً به پدیده‌ی حفره‌حفره شدن2 منجر می‌شود. این خرابی که پیامد تنش‌های تکراری در ناحیه تماس بین عنصر غلتشی و مسیر غلتش است، عملکرد سامانه را به‌صورت جدی تحت تأثیر قرار می&amp;amp;lrm;دهد و پیش‌بینی دقیق آن از دیدگاه طراحی و دوام ضروری است. در این پژوهش، به‌منظور برآورد دقیق‌تر عمر خستگی ناشی از حفره‌حفره شدن، ابتدا ضریب اصطکاک واقعی تماس بر اساس داده‌های تجربی معتبر تعیین و سپس تنش‌های سطحی و زیرسطحی هرتز محاسبه شد. تحلیل‌ها نشان می‌دهد که تنش برشی زیرسطحی بیشینه نقش تعیین‌کننده‌ای در آغاز ترک‌های مرتبط با حفره‌حفره شدن دارد. در ادامه، سه مدل خستگی شامل مدل مکانیک آسیب پیوسته3، مدل تجربی یوانیدیس-هریس4 و مدل آماری زارتسکی5 پیاده‌سازی و مقایسه شده‌اند. نتایج نشان می‌دهند مدل مکانیک آسیب پیوسته در بارهای بالا دقت بیشتری داشته، مدل زارتسکی پیش‌بینی‌هایی نزدیک به داده‌های تجربی ارائه می‌کند و مدل یوانیدیس-هریس به دلیل وجود حد خستگی، رفتار محافظه‌کارانه‌تری در برخی بازه‌های تنش دارد. اختلاف این پیش‌بینی‌ها اهمیت انتخاب مدل مناسب و نقش آستانه خستگی در تحلیل عمر را برجسته می‌کند. یافته‌های این تحقیق با ارائه چارچوبی ساده، می‌تواند در طراحی و بهبود عملکرد یاتاقان‌های صنعتی مورد استفاده قرار گیرد</description>
    </item>
    <item>
      <title>شبیه‌سازی عددی جریان روی ملخ یک پرنده در شرایط کاری مختلف</title>
      <link>https://jcme.iut.ac.ir/article_3775.html</link>
      <description>در پرنده‌های دارای سیستم پیشرانش ملخ، عملکرد ملخ‌، به‌ویژه از نظر تولید نیروی پیشرانش و گشتاور، تأثیر مستقیمی بر عملکرد کلی سیستم دارد. در این مطالعه، عملکرد ملخ یک پرنده اثر سطح به قطر m 2 به روش عددی شبیه‌سازی شد. در شرایط بررسی پایه، سرعت دورانیrpm  2200 برای ملخ و سرعت پیشرویkm/h  180 برای پرنده در نظر گرفته شد.همچنین، اثر پارامترهایی چون سرعت دورانی ملخ، زاویه گام پره و سرعت پیشروی پرنده بر نیروی پیشرانش و گشتاور اعمالی بر ملخ بررسی شد. شبیه‌سازی‌های عددی به کمک نرم‌افزار تجاری ANSYS CFX انجام و جریان به صورت سه‌بعدی، تراکم‌پذیر و آشفته در نظر گرفته شد. برای در نظر گرفتن آشفتگی جریان، از مدل SST K-&amp;amp;omega; استفاده و تاثیر چرخش پره‌های ملخ نیز به کمک مدل قاب مرجع متحرک در نظر گرفته شد. نتایج این تحقیق بیانگر آن است که افزایش دور ملخ از 2000 تا rpm 2200، باعث افزایش حدود 180 و 67 درصدی در ضریب پیشرانش و ضریب توان ملخ شده است. افزایش زاویه گام پره نیز نتایجی مشابه با افزایش دور ملخ داشته است. دو درجه افزایش زاویه گام، موجب افزایش ضریب پیشرانش، ضریب توان و بازده ملخ تا 61، 42 و 14 درصد شده است. در مقابل، افزایش سرعت پیشروی پرنده، موجب کاهش زاویه حمله روی مقاطع ایرفویلی شده است. به طوری که ضریب پیشرانش، ضریب توان و بازه ملخ در سرعت پیشرویkm/h  210، برابر با 5، 43 و 13 درصد این مقادیر در سرعت km/h 150 بوده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تخمین ضرایب هیدرودینامیکی رونده‌ زیرسطحی ریموس با استفاده از فیلتر کالمن توسعه‌یافته مقاوم در شرایط دینامیکی مختلف</title>
      <link>https://jcme.iut.ac.ir/article_3811.html</link>
      <description>مدل‌سازی دقیق دینامیک رونده‌های زیرسطحی از الزامات اصلی شبیه‌سازی، تحلیل پایداری و طراحی سامانه‌های کنترل در وسایل زیرآبی است. در این میان، شناسایی ضرایب هیدرودینامیکی به دلیل وابستگی به هندسه شناور، سرعت پیشروی و شرایط عملیاتی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. در این پژوهش، یک چارچوب مبتنی بر فیلتر کالمن توسعه‌یافته مقاوم (REKF) برای تخمین آنلاین ضرایب هیدرودینامیکی کلیدی مدل شیرجه‌ای رونده زیرسطحی ریموس ارائه شده است. در این ساختار، بردار حالت تقویت‌شده شامل متغیرهای دینامیکی q، &amp;amp;theta;، zو ضرایب هیدرودینامیکی M_q، M_q ̇ و 〖 M〗_(&amp;amp;delta;_s )به‌صورت همزمان و آنلاین تخمین زده می‌شوند. برای بررسی عملکرد روش پیشنهادی، سه سناریوی عملیاتی شامل سرعت‌های 1.5، 1.75 و 2 متر بر ثانیه و زوایای سکان 5.5، 7.5 و 10 درجه در نظر گرفته شده است تا اثر سطح تحریک دینامیکی بر دقت و همگرایی تخمین ارزیابی شود. در ساختار فیلتر، بهره 〖 K〗_kبه‌صورت بازگشتی و مبتنی بر کوواریانس خطای پیش‌بینی، ماتریس اندازه‌گیری و نویز اندازه‌گیری در هر گام زمانی محاسبه می‌شود که موجب بهبود پایداری عددی و عملکرد تخمین در شرایط دارای عدم‌قطعیت می‌گردد. نتایج شبیه‌سازی نشان می‌دهد که روش پیشنهادی قادر به تخمین پایدار ضرایب هیدرودینامیکی و بازتولید رفتار دینامیکی ریموس در مود شیرجه در هر سه سناریوی عملیاتی است. همچنین، افزایش سطح تحریک دینامیکی در بازه بررسی‌شده منجر به بهبود اطلاعات‌پذیری اندازه‌گیری و کاهش خطای تخمین شده است. در نتیجه، REKF می‌تواند به‌عنوان یک ابزار مؤثر برای تخمین برخط ضرایب هیدرودینامیکی و پشتیبانی از طراحی کنترل وسایل زیرسطحی در شرایط عملیاتی متغیر مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طبقه‌بندی پایداری شیب‌های خاکی غیراشباع با استفاده از مدل‌سازی عددی و یادگیری ماشین</title>
      <link>https://jcme.iut.ac.ir/article_3812.html</link>
      <description>پایداری شیب‌های غیراشباع به‌عنوان یکی از مسائل مهم در مهندسی ژئوتکنیک، نقش اساسی در ارزیابی ایمنی پروژه‌های عمرانی و پیشگیری از وقوع ناپایداری تحت تأثیر پارامترهای هیدرولوژیکی و هندسی دارد. در این پژوهش، به‌منظور ارزیابی پایداری شیب‌های غیراشباع، از مدل‌سازی عددی مبتنی بر روش اجزای محدود در نرم‌افزار پلکسیس دو‌‌بعدی استفاده شد و بر اساس نتایج آن، مجموعه‌ای از داده‌های مربوط به حالات پایدار و ناپایدار استخراج گردید. سپس عملکرد چهار الگوریتم یادگیری ماشین شامل ماشین بردار پشتیبان، رگرسیون لجستیک، جنگل تصادفی و اکس جی بوست بر روی این داده‌ها مورد ارزیابی قرار گرفت. پیاده‌سازی و کدنویسی این مدل‌ها با استفاده از زبان برنامه‌نویسی پایتون انجام شد. نتایج نشان داد که تمامی مدل‌های مورد بررسی، عملکرد قابل قبول و بسیار نزدیک به یکدیگر در طبقه‌بندی حالات پایداری شیب ارائه دادند. تحلیل اهمیت ویژگی‌ها و اثر پارامترهای ورودی بیانگر آن است که سطح آب زیرزمینی، زاویه شیب، شدت بارش و مدت بارش همگی اثر افزایشی بر ناپایداری شیب دارند. افزایش این پارامترها منجر به کاهش ضریب اطمینان پایداری و افزایش احتمال وقوع ناپایداری می‌شود. از منظر مکانیک خاک، این رفتار ناشی از کاهش مکش ماتریک، افت تنش مؤثر و کاهش مقاومت برشی در اثر نفوذ آب و همچنین افزایش مؤلفه تنش برشی محرک در شیب‌های تندتر است.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
